فیلم «خون شد» مسعود کیمیایی از دیدگاه یکتا پناه پور

    
تعداد بازدید: 5514
         
دسته بندی : عمومی
    
تاریخ درج خبر : 1400/3/23

درباره فیلم «خون شد» مسعود کیمیایی

از یکتا پناه پور

در یک بحثی، یکی از آقایان محترم فرمودند که "خون شد" سوررئال هست به این دلیل که وجود اسباب موسیقی و ارکستر و... در دیوانه خانه غیرعادی هست، در هیچ دیوانه خانه ای نمی زنند و نمی رقصند و... یکی دیگر از دوستان گفتند که تیغ و ابریشم هم سور رئال است چون یک صحنه هست که زندانی دچار توهم شده و فکر می‌کند دارد در یک دشتی می‌دود...

من با اینکه تعریف این آقایان از فیلم سور رئال که فقط بخشی را مطرح کردند را قبول دارم. این‌که یک فیلم سور رئال در وهم و خیال می‌گنجد... اما این همه چیز در مورد سوررئالیتی نیست.
و مطرح کردم که صرف وجود یک سکانس خواب دیدن یا خیال، و یا يادآوری خاطرات گذشته‌ دلیل سور رئال بودن یک فیلم نیست و باید در کلیتش آن را بررسی کرد.

مثال زدم از رضا در ردپای گرگ. و آن نمای لبخندی که در عکس روی دیوار فید می شود.

و ناگفته نماند که بازخورد بینندگان، نشانگر این است که اغلب مخاطبین از این کار کارگردان خیلی خوششان آمده‌ در دهه های گذشته‌.

در نظر من این یک کار زیبایی هست که مثل یک فلش بک خواسته رفاقت دوران ۲۰ سال پيش را با یک نما جمع و جور کند و يادآور بشود، به جای این‌که یک سکانس رفاقت گذشته‌ را نشان بدهد و به ما بگوید رضا هنوز سر آن رفاقت پابرجاست. کاریست بسیار عالی. و این یک زمینه سازی و مقدمه چینی برا سکانس بعدی است.

توجه داشته باشید که رضا ۲۰ سال در زندان بوده، بخاطر نامردی و خیانت رفیقش صادق خان. حالا دوباره بالافاصله بعد از آزادی مستقیم می رود دنبال یک کار بزرگ که برای صادق انجام بدهد، اگر آن لبخند نبود، اگر کارگردان به ما نمی‌گفت که این رضا وقتی نگاه می‌کند به عکس روی دیوار، به یاد رفاقت لبخند می زند چون هنوز بر سر پیمان رفاقت است، اگر این نبود که ما رفتن رضا برا نجات دختر صادق را احمقانه می دانستیم.

پس این یک ترفند و یک فن برای آماده‌سازی بیننده است، نمی شود گفت فیلم ردپای گرگ یک فیلم سوررئالیستی هست.

مثال زدم از سبک نویسنده هایی مثل هوشنگ گلشیری در شازده احتجاب، "عباس معروفی" در "سال بلوا"، و صادق هدایت... برای کارهای سور رئال در ایران خودمان، که اینها آثار بسیار قابل توجهی دارند در زمینه های سور رئالیستی.

ما برای بررسی یک کار و اثر باید یک سری چارچوب ها و قوانين و معیارهایی داشته باشیم، همین‌جوری بگوییم اون افتضاحه، تو اشتباه میگی، من درست میگم، همینه که من میگم... اینا اصول نقد نیست!

برای کار سوررئال مهمترین عناصری که باید کنترل کنیم و بدانیم درست به کار برده شده یا نه، عنصر زمان و مکان هست، در یک کار سوررئالیستی زمان و مکان جای خودشان نیستند، این رکن اصلی یک اثر سوررئالیستی هست.

مثال زدم در سال بلوای عباس معروفی، نوشا مرده است، زمان در ذهن نوشا ایستاده، اما مکان به سرعت از جلوی چشمان ثابتش می‌گذرد و ما داستان را از ذهن نوشا در کودکی اش پیگیری می کنیم و یا با زن پیری که شبیه نوشاست و جلوی دری نشسته و ما متوجه می‌شویم این خود نوشاست اما نوشایی که می‌توانست باشد اگر نمرده بود. این به هم آمیختگی زمان و مکان یک روند فراواقعی و سوررئالیستی است.

مهمترین مساله این است که اصلا به فرض وجود یک نما، از یک وهم و خیال و یا خواب نمی شود گفت یک اثر، صرفا به واسطه این نما یک کار سورئالیستی است.

فیلم "خون شد" یک اثر آرمانخواه، و ایده آلیستی برپایه واقعیت های اجتماع است.

 

از   12   رای
9.82



نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.