به یاد ایران دَرّودی

    
تعداد بازدید: 548
         
دسته بندی : عمومی
    
تاریخ درج خبر : 1400/8/9
منبع : علی تقوایی

 زادهٔ یازده شهریور یکهزار و سیصد و پانزده

 

نقاش ایرانی  و همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری  واستاد دانشگاه رشته تاریخ هنر، درودی به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقعی (سورئالیسم) بود.
 ایشان پس از تحمل سه ماه بیماری، سرانجام در صبح روز هفتم آبان ماه ۱۴۰۰ درگذشت.
درودی ،به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف
 به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت.

احمد شاملو در سال ۱۳۵۱ با مخاطب قرار دادن خانم درودی ،این شعر که به نظر، یکی از زیباترین اشعار شاملوست را سروده است:

به ایران درودی

"پیش از تو
صورتگران
بسیار
از آمیزه‌ی برگ‌ها
آهوان برآوردند؛
یا در خطوطِ کوهپایه‌یی
رمه‌یی
که شبان‌اش در کج و کوجِ ابر و ستیغِ کوه
نهان است؛
یا به سیری و سادگی
در جنگلِ پُرنگارِ مه‌آلود
گوزنی را گرسنه
که ماغ می‌کشد.
تو خطوطِ شباهت را تصویر کن:
آه و آهن و آهکِ زنده
دود و دروغ و درد را. ــ
که خاموشی
تقوای ما نیست.

سکوتِ آب
می‌تواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛
سکوتِ گندم
می‌تواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندِ قحط؛
همچنان که سکوتِ آفتاب
ظلمات است ــ
اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان و خداست:
غریو را
تصویر کن!

عصرِ مرا
در منحنی‌ تازیانه به نیش‌خطِ رنج؛
همسایه‌ی مرا
بیگانه با امید و خدا؛
و حرمتِ ما را
که به دینار و درم برکشیده‌اند و فروخته.

تمامی‌ِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم
که به کار آید
چرا که تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود:
ـ آزادی!

ما نگفتیم
تو تصویرش کن!"

از   2   رای
10



نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.