چند جمله‌ای از حرف‌های مسعود کیمیایی در گفت‌و‌گو با رضا درستکار درباره خون شد

    
تعداد بازدید: 51
         
دسته بندی : عمومی
    
تاریخ درج خبر : 1400/3/3

چند جمله‌ای از حرف‌های مسعود کیمیایی در گفت‌و‌گو با رضا درستکار درباره «خون شد»

💠من سینما را این‌طوری بلد شده‌ام

💠شما الان عقایدی را می‌بینید که برای صاحب عقیده اهمیتی ندارد.
ما با دانسته‌های پریشان روبه‌رو هستیم.

💠واژه‌هایی که این همه تکرار و در جاهای مختلف از آن استفاده شده، دچار ساییدگی شده‌اند و دیگر آن معانی سابق را ندارند.

💠💠💠

چند جمله‌ای از حرف‌های مسعود کیمیایی در گفت‌وگو با رضا درستکار درباره «خون شد»/
💠من سینما را این‌طوری بلد شده‌ام

💠وقتی جامعه پر از شیب زیاد است یا دچار رانش می‌شود، این رانش‌ها همه‌چیز را به‌هم می‌ریزد؛ خانه برایت نمی‌گذارد.

💠آن زمان عده‌ای رفته بودند پرده‌ی سینما آزادی را می‌شستند تا مثلا سینما را تطهیر کنند!

💠یادم هست که در سالن سینما می‌گفتند: مرگ بر کیمیایی! اصلاً شعار "مرگ بر..." متعلق به سینما نبود؛ مال خیابان بود.        

💠شما الان عقایدی را می‌بینید که برای صاحب عقیده اهمیتی ندارد.
ما با دانسته‌های پریشان روبه‌رو هستیم.

💠واژه‌هایی که این همه تکرار و در جاهای مختلف از آن استفاده شده، دچار ساییدگی شده‌اند و دیگر آن معانی را ندارند.

💠من سینما را این‌طوری بلد شده‌ام. حالا با این بلدشدن می‌خواهم چه‌کار کنم؛ من با این بلدشدن نفس می‌کشم و با آن زندگی می‌کنم.

💠من زمانی به عباس کیارستمی گفتم ما تئوری ترس را خوب می‌شناسیم. بعد از جنگ جهانی دوم آگاهانه تئوری ترس را در برنامه‌های جهانی انسان‌سازی گذاشتند.

💠کسی که طبقة خودش را فراموش می‌کند آدم خوب و درستی نیست. آدم این حق را دارد که طبقة خودش را عوض کند، ولی حق ندارد که طبقة خودش را فراموش کند.

💠شکل نگاه به قهرمان در این فیلم خیلی تغییر کرده است. قرار نیست من هرچه دارم روی قهرمان بگذارم، باید قهرمان هرچه دارد روی نگاه من بگذارد.

💠فضلی از شاهنامه و فیلمِ وسترن در نیامده. با کنش‌مندی از جایی آمده که من دوست دارم متوجه نشوم کجاست.

💠من با شما تمرین دموکراسی نمی‌کنم، من خودم دموکراسی خودم را دارم. 

💠اگر نفت نبود، ایران در آن دوران به جایی نمی‌رسید که شلوارهای کرباس تبدیل به جین شود.

💠خون شد را نمی‌شد در همان سالی که «قیصر» را ساختم، ساخت. عصبیت آن دوران یکی مثل قیصر را میخواست. فضلی اصلاً قیصر نیست.

💠یکی از خصوصیات لمپن این است که کنار قدرت می‌ایستد. کدام یک از قهرمان‌های فیلم‌های من کنار قدرت ایستاده‌اند؟ این‌ها که همگی بَر قدرت بوده‌اند.

💠لمپن واژه‌ای روسی است و به کسی اطلاق می‌شود که کار نمی‌کند و انگل است، کارش فقط خوردن و خوابیدن است.

💠من یک صدا دارم و صدایم همین است. اگر بخواهم آن را عوض کنم، اسمش می‌شود رذالت.

💠روزی در دوران بچگی ما گفتند ساعت ۶ عصر سرِ کوچة دردار، بچه‌های قصاب‌ها (که طایفه‌ای بودند) با بچه‌های دوراه مهندسی چاقوکشی دارند ...، ما ایستاده بودیم و تماشا می‌کردیم. واقعاً صحنه‌ای عجیب بود. انگار شاهد یک شعر ناب از بورخس بودیم!

💠نخستین شماره «فیلمِ امروز» اردیبهشت ۱۴۰۰

برگرفته از صفحه تلگرام رضا درستکار

 

از   1   رای
10



نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.