نگاهی به حضور پولاد کیمیایی در آثار استاد کیمیایی

    
تعداد بازدید: 60
         
دسته بندی : عمومی
    
تاریخ درج خبر : 1400/3/1

 

پولاد کیمیایی ، تا قبل از « خائن کشی » ، در 12 اثر استاد کیمیایی بازی کرده است .


به نظر من ، آثار استاد کیمیایی ، به دو دوره تقسیم می شود ، قبل از حضور جدی پولاد کیمیایی ( از تجارت ) و بعد از آن . از تجارت به بعد ، رویکرد جوانگرایی درآثار پدیدار می شود .
کارنامه بازیگری پولاد کیمیایی هم به دو بخش تقسیم می شود ، قبل از فیلم « حکم » ( 1384 ) و بعد از حکم.
سرب ، تجارت ، سلطان ، فریاد ، اعتراض و سربازهای جمعه همه قبل از حکم هستند که بازی قابل قبولی از ایشان دیده نمی شود . حتی در ایفای نقش یوسف ، دانشجوی معترض و بستری در آسایشگاه روانی در « اعتراض ، با آن که سعیش را کرده بود ، جدی گرفته نشد .

در « حکم » ، محسن چشمه سری ( پولاد ) وقتی که نقاب از رخ بر می کشد ، اینجاست که قدم در دنیای حرفه ای بازیگری می گذارد و استاد کیمیایی از پولاد ، رونمایی می کند . همچون بهروز وثوقی که در قیصر ، در ایستگاه راه آهن تهران پیاده می شود و وی را برای همیشه جاودان می سازد . پولاد کیمیایی چنان بازی محکم و خیره کننده ای را ایفا می کند که هنوز هم نتوانسته حتی به محدوده آن برسد . « حکم » ، گل سر سبد ، دوران بازیگری پولاد کیمیایی است .
پولاد کیمیایی در نقش « محسن چشمه سری » ، شخصیتی است به مثابه جف کاستلو ی فیلم « سامورایی »( 1967 ) اثر ژان پیر ملویل .

در « رئیس » ( 1385 ) ، به دلیل آشفتگی تدوین ، بازی پولاد ، دیده نمی شود . هر چند که سطح بازیش متوسط است .
در «محاکمه در خیابان» (1387) ، نقش امیر را ایفا می کند که قابل قبول است .

جرم (1389) ، نقش رضا سرچشمه ، دومین نقش زیبای دوران بازیگری پولاد کیمیایی است . نقش « رضا سرچشمه » از نقاط فراز کارنامه وی است . نقشی که در جشنواره فیلم فجر ، نامزد بهترین بازیگر نقش اول شد .

از این به بعد ، دوران افول ایشان است . دورانی که به عقیده من نباید در آن فیلمها حضور می یافت .
متروپل (1392) ، ایفاگر نقش « کاوه » است که اصلاً جای وی نبود . هر دو کاراکتر امیر و کاوه ، باید از بازیگرانی با حداقل دو دهه بزرگتر استفاده می شد که ابتدا می خواست اکبر زنجانپور و یا سعید راد ، در آن ایفای نقش کنند که متأسفانه اینگونه نشد .
دیدن فیلم کلاسیک بر پرده سینما در محدوده سن پولاد کیمیایی و فروتن ، نبود و این خودش به آشفتگی فیلم ، دامن میزد .

در قاتل اهلی (1395) ، هم شخصیت « بهمن » ، محل کشمکش بین تهیه کننده و استاد کیمیایی شد .
شخصیتی که باز به نظرم نباید ظهور می یافت و میتوان کل صحنه های حضور بهمن را حذف کرد و رابطه عاشقانه سیاوش و مهتاب را پر رنگ تر کرد . یا شاید پولاد کیمیایی بهتر بود نقش سیاوش را بازی می کرد .و یا اگر بخواهیم بیرحمانه نظر ندهیم ، باید کاراکتری غیر از خواننده را ایفا می کرد .

نکته مهم اینجاست که پولاد کیمیایی بعد از ایفای نقش های اول ، چرا باید در نقش های دوم ظاهر شود ؟ در واقع کل نقش اول های فیلمهای استاد ، تا چندین سال بعدش نقش اول بودند و یا حداقل بلافاصله بعد از نقش اولی در آثار استاد ، در نقش دوم بازی نمی کردند .

پولاد بعد از بازی در فیلم « حکم » و « جرم » و « محاکمه در خیابان » دیگر فقط باید نقش اول می بود .

استاد کیمیایی در « خون شد » ( 1398) ، حرکت جدیدی را آغاز کرد و نقش اول آن ، فضلی با بازی زیبای سعید آقاخانی ، خوش درخشید .
در کمال ناباوری ، پولاد در این فیلم حضور نداشت.
« خون شد » ، رویکرد کامل استاد کیمیایی به سمت قهرمان میانسال است که این را می توان به فال نیک گرفت .

از فیلم « تجارت » به بعد ، کوشش استاد ، سعی بر جوان گرایی بود و حسرت دیدن تمام عیار یک قهرمان میانسال ، با مخاطب آثارش باقی ماند . هر چند که در این فیلم ها هم سعی شده بود از نسل میانسال هم استفاده کند . همچون « سلطان » که عالی بود و امیر علی فیلم « اعتراض » ، که فیلم باید در صحنه قتلش ، به پایان می رسید و یا « نکویی » فیلم « محاکمه در خیابان » که حضورش در فیلم ، فرعی و کم رنگ بود .
این رویکرد جوانگرایی نتوانست کاملاً مخاطب آثار استاد را راضی نگهدارد . آن اقتدار قهرمان های سابق استاد ، مثل « نوری » در « سرب » و رضای « دندان مار » و رضای « رد پای گرگ » و ... در این سال ها ، دست نیافتنی شد . نتیجه این جوانگرایی ، عدم استقبال تماشاگر و گیشه ناموفق آن آثار بود . جرح و تعدیل و کستینگ نادرست و تدوین آشفته هم مزید بر علت که خود بحث دیگری است .

از راهکارهای مؤثر ، بردن فضای فیلم به دهه های قبل انقلاب است. دهه هایی که آقای کیمیایی ، تسلطش را به زیبایی بر آن فضا ثابت کرده که خوشبختانه این امر در « خائن کشی » ، محقق گشته است . کاری که کارگردانان بزرگی چون اسکورسیزی و وودی آلن ، در نقب به گذشته انجام می دهند که اغلب موفق بوده است.

پولاد کیمیایی باید با تفکر و تأمل بیشتری ، وارد مقوله بازیگری شود .در این سال های اخیر ، پولاد کیمیایی را می توان تیری پولادین بر پاشنه آشیل سینمای استاد دانست . به خصوص که تحت هر شرایطی ، باید پولاد مصرف می شد . به قول آقای جواد طوسی ، کیمیایی رابطهٔ پدر و فرزندی را فدای منطق پذیری فیلمش می‌کند.
و یا بقول سیروس الوند ، "قواره پولاد قواره داستان نیست. کیمیایی نباید به پولاد همان نگاهی را داشته باشد که به بهروز وثوقی دارد.
کیمیایی آنقدر در پولاد شمایل آرتیست‌هایش بخصوص بهروز وثوقی را می‌دید که حتی دوست داشت منوچهر اسماعیلی جای پولاد در«جرم» حرف بزند. تصورم این است اگر پولاد را مطابق اندازه‌های فیزیکی و ذات و استعدادش می‌دید، خیلی موفق‌تر بود. "

حدود سه دهه است که زیر عَلم جناب کیمیایی ، سینه زده ایم و این حق را داریم که از ایشان ، قهرمان های خودمان را مطالبه کنیم .ما در این دنیای عشق و معرفت استاد کیمیایی ، دلسوزانه مانده ایم .همچنان منتظر دیدار قهرمان هایی از جنس نوری سرب و رضای رد پای گرگ ، هستیم. باشد که بر پرده نقره ای ، هر بار با قهرمانی برآمده از جنس سینمای ناب خود استاد روبرو شویم.
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.
هرکه شد محرم دل درحرم یار بماند
وآنکه این کار ندانست در انکار بماند
رضا زال بیک

 

از   2   رای
8



نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.