« خون شد » ، رایحه ای از قیصر و گوزنها

    
تعداد بازدید: 8
         
دسته بندی : عمومی
    
تاریخ درج خبر : 1400/2/25
منبع : از محمدرضا زال بیک

فضلی در یک شب  ، می آید ، با آمدنش ، آب در جوی روان می گردد .طبق معمول ، نبوده ... و حالا چون سایر قهرمانهای کیمیایی ، سر و کله اش پیدا شده ، آدم را یاد ابتدای فیلم « کلاه » اثر ژان پیر ملویل می اندازد که راه رفتن « سرژ رجیانی » در یک فضای تهی را شاهد هستیم . می شود حدس زد که فضلی از زندان آمده .

در جدیدترین ساخته آقای کیمیایی ، فیلم « خون شد » ، قهرمانش « فضلی » با بازی زیبای « سعید آقاخانی » ، در شبی تاریک می آید ، شبح وار چون « گوست داگ » ،  معلوم نیست که از کجا آمده ... وسترن وار ... با این تفاوت که قهرمان ، دیگر سواره نیست و گویی ، ظلم و جور زمانه ، او را از باره خود به زیر کشانیده. انگیزه ای بسیار والا دارد ... همچون « اتان ادواردز» با بازی « جان وین » در فیلم « جویندگان »  The Searchers  1956 ساخته زیبای « جان فورد »  ... انگیزه اش ، یافتن برادر زاده اش است که توسط سرخپوستان ، دزدیده شده .
اما « فضلی » فیلم « خون شد » ، مشکلات بیشتری را پیش رو دارد ...  هم خانه و هم خانواده و هم در جستجوی عشق !                                                                              محوریت در فیلم « خون شد » ، خانه است . آقای کیمیایی به « خانه » قداست می دهد ... خونه یعنی همه چی ...                                      
 خانه ملتهب است و اغیار هم در آن ، جا خشک کرده اند . چراغهای اصلی خانه ، خاموش است .  در یک نمایی از بالا ، باد سهمگینی خانه را در می نوردد . خانه ، آشفته است . ابتدا باید این آشفتگی را به سامان رساند . باید ، اغیار و نامحرمان ، شرشان از این خانه  ، کم شود . سند خانه ، روی بی مسئولیتی پدر ، دست مهاجمان است . باید دوباره سند را بدست آورد .
خواهر و برادری فعلاً در این خانه نیست . دست پدر ، ضرب دیده است و نمی تواند آن نوای زیبای تارش را بدرستی بنوازد ، نوای این خانه غمگین است  ...  این خانه سیاه است !
می بینیم که فضلی مشکلات عدیده ای ، پیش رو دارد ، باید این هفت خوان را طی کند ... باید عشقش را بیابد.
برادری که در ظاهر ، مشکل روانی دارد ولی گویی تحمل جامعه اش را ندارد و خود خواسته به آسایشگاه رفته است
فضلی باید دوباره ، خانواده را سر پا کند ، این خانواده مضمحل ، برایش گران تمام شده و نمی تواند از کنار آن ، بی تفاوت بگذرد ... اغیار باید بروند که می روند ... چراغهای خانه ، باید روشن شود که یک یک می شود  و سند هم باید برگردانده شود که می شود ... خانه را می خواهند خراب کنند یعنی اصالت را و هنرمندی چون آقای کیمیایی ، و قهرمانش ، فضلی ، نمی توانند آرام بگیرند .باید کاری کرد  ،  و این حرکتی است قهرمانانه ... باید خواهر را نجات داد ، خواهری که در بند شوم اعتیاد است . اگر قیصر ، برای خواهرش ، رگ گردنی شد اینجا فضلی ،  علاوه بر خواهر ، با چالشهای مختلفی روبروست .
اینجا سه مسئله مهاجم تن ( اعتیاد خواهر ) ، مهاجم ناموس ( شوهر خواهر ) و مهاجمینی که برای خانه ، دندان تیز کرده اند، وجود دارد . دقیقاً همان سه اصل بنیادینی که سید رسول « گوزنها » با آن روبرو بود .
و فضلی قهرمانانه از پس اینها بر می آید ، با رنگ و بوی « قیصر و گوزنها »
فیلم « خون شد  » ، از جنس سینمای ناب کیمیایی است ،قهرمان پردازانه ... پس از مدتها شاهد حضور تمام عیار یک قهرمان میانسال ( فضلی )، از تبار خود استاد هستیم .
 بازیهای زیبای بازیگران بخصوص سعید آقاخانی در بهترین نقش خود تا الان ( به زعم نگارنده )  ، و بازی زیبای سیامک صفری  ، و همینطور نسرین مقانلو  ، چشمگیر است.
فیلمبرداری زیبای علیرضا زرین دست ، فیلم را اعتلا می بخشد.
فیلم « خون شد » آقای کیمیایی ،  ما را زنده کرد ، فهمیدیم که برای یکبار هم که شده ، سر و کله غیرت ، پیدا شده  غیرتی که به بیرون کردن اغیار و مهاجمان ، چه از لحاظ جسمانی  و چه از لحاظ روحی از درونمان ، خانه مان ... وطنمان ،  و بازگردانیدن تمام اجزای خانواده یعنی همه یعنی عرق ملی ، می انجامد.
فیلم « خون شد » ، به نظر حقیر ، ملی ترین فیلم در سینمای ایران است .
فضلی ، آن هنگام که تمام این هفت خوان ، طی می شود تازه خانه را در جایگاه آوردن عشق ، می یابد.
و فضلی  ، خونین ، افتان و خیزان ، اما پا برجا ، در کوچه گم می شود و فضلی در یک شب ، می رود !

از   0   رای
0



نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.